و می روم تا جایی که هرگز شب نباشد
تیشه به ریشه ام میزدم
وقتی برگ های زردم را باید هرس میکردم!
شب خاکستری بود
بر آتش دمیدیم و سرخیش به روی آمد...
شب ازلی تا ابد سیاه نیست،
برگرد
به آیینه پشت سرت نگاهی بیانداز!
آنچه میبینی فقط سایه توست زندگی نیست!
......
پ.ن: بازگشت دوباره! همین...
روزهای بی تو یلدا ترین شب هایم بود وقتی چله ی زمستان هم نبودی تا سرآغاز مهرم باشی
برای ریزش موهام رفتم دکتر اومده شامپوی ضد شوره داده بهم حالا سرم که شوره نداشت هم موهام میریزه هم شوره داره!